کد خبر: 1365555
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۲
اجرای الگوی کشت به بازنگری نیاز دارد  بازده تولید با توسعه صنایع تبدیلی، تأمین نهاده‌ها و اجرای هدفمند سیاست‌های کشت افزایش می‌یابد
هادی اسماعیلی 

جوان آنلاین: اقتصاد کشاورزی این روز‌ها به سیاست‌هایی نیاز دارد که تولید را از مزرعه تا بازار مدیریت کند و قاعدتاً افزایش تولید، زمانی به رشد درآمد و تقویت امنیت غذایی منجر خواهد شد که حلقه‌های فرآوری، نگهداری، حمل‌ونقل و صادرات نیز همگام با آن توسعه یابد و همزمان، اجرای الگوی کشت هنگامی به نتیجه مطلوب می‌رسد که با منطق اقتصادی، بهره‌وری منابع و ظرفیت‌های تولیدی هر منطقه هماهنگ باشد. 
 
بخش کشاورزی سهم مهمی در تأمین امنیت غذایی، اشتغال و اقتصاد ملی دارد، اما ارزش اقتصادی تولیدات این بخش فقط به میزان برداشت محصول وابسته نیست و در بسیاری از محصولات، فاصله میان تولید تا مصرف نهایی، سهم قابل توجهی از ارزش افزوده را شکل می‌دهد. بنابراین ضعف در این مسیر، بازده اقتصادی تولید را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، توسعه زنجیره ارزش یکی از محور‌های اصلی مباحث اقتصاد کشاورزی است. زنجیره ارزش معمولاً از مرحله تأمین نهاده‌های تولید آغاز می‌شود و تا فرآوری، بسته‌بندی، نگهداری، حمل‌ونقل، بازاریابی و صادرات ادامه پیدا می‌کند. طبعاً هرچه ارتباط میان این حلقه‌ها منسجم‌تر باشد، ضایعات کاهش می‌یابد، کیفیت محصول حفظ می‌شود و امکان حضور در بازار‌های رقابتی افزایش پیدا می‌کند. در مقابل، خام‌فروشی محصولات کشاورزی، بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی این حوزه را بلااستفاده باقی می‌گذارد. همزمان با توسعه زنجیره ارزش، موضوع الگوی کشت نیز بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این سیاست، ایجاد تعادل میان منابع آب، ظرفیت خاک، نیاز بازار و الگوی تولید است. اجرای صحیح آن، امکان استفاده بهینه از منابع را فراهم می‌کند و بهره‌وری را افزایش می‌دهد. با این حال، شیوه اجرای این سیاست، نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان موفقیت آن دارد. 


 الگوی کشت؛ ابزار مدیریت تولید 
الگوی کشت زمانی کارکرد اقتصادی پیدا می‌کند که تصمیم‌های تولید بر پایه اطلاعات دقیق از منابع طبیعی، ظرفیت اقلیمی و نیاز بازار اتخاذ شود. در این چارچوب، انتخاب محصول، سطح زیرکشت و زمان تولید با هدف افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها تنظیم می‌شود و چنین رویکردی، امکان مدیریت بهتر منابع آب و خاک را نیز فراهم می‌کند. 
در کنار این سیاست، دسترسی تولیدکنندگان به نهاده‌های مورد نیاز اهمیت زیادی دارد و تأمین بموقع کود، بذر، ماشین‌آلات و سامانه‌های نوین آبیاری، کیفیت تولید را ارتقا می‌دهد و هزینه‌های تمام‌شده را کنترل می‌کند. بنابراین وقفه در این بخش، بر عملکرد مزارع و میزان تولید اثر مستقیم بر جای می‌گذارد. از سوی دیگر، توسعه صنایع تبدیلی، حلقه تکمیل‌کننده تولید محسوب می‌شود و فرآوری محصولات، امکان افزایش ماندگاری، تنوع‌بخشی به محصولات و ورود به بازار‌های جدید را فراهم می‌کند. بسته‌بندی استاندارد و ایجاد زیرساخت‌های نگهداری نیز از دیگر عوامل اثرگذار بر افزایش ارزش افزوده در بخش کشاورزی است. 
 سرمایه‌گذاری و بهره‌وری 
این نکته نیز حائز اهمیت است که اقتصاد کشاورزی بدون سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، ظرفیت رشد محدودی خواهد داشت. بنابراین ایجاد سردخانه، پایانه صادراتی، مراکز لجستیکی و واحد‌های فرآوری، بخشی از نیاز‌های این حوزه را تشکیل می‌دهد و این زیرساخت‌ها، هزینه‌های پس از برداشت را کاهش می‌دهند و امکان عرضه منظم محصولات را در بازار‌های داخلی و خارجی فراهم می‌کنند. 
همزمان، تکمیل زنجیره ارزش، زمینه افزایش بهره‌وری سرمایه را نیز ایجاد می‌کند و زمانی که محصول از مرحله تولید تا فرآوری و عرضه در یک مسیر اقتصادی منسجم قرار گیرد، سهم بیشتری از ارزش نهایی به بخش تولید اختصاص پیدا می‌کند. این روند، ظرفیت رشد صادرات محصولات کشاورزی را نیز تقویت خواهد کرد. 
همچنین اقتصاد کشاورزی امروز بیش از هر چیز به هم‌افزایی میان تولید، فرآوری، بازار و تجارت وابسته است و هر یک از این بخش‌ها، بخشی از یک زنجیره واحد را تشکیل می‌دهند و کارآمدی هر حلقه، بر عملکرد حلقه بعدی اثر می‌گذارد. در چنین چارچوبی، الگوی کشت، توسعه صنایع تبدیلی، تأمین نهاده‌ها و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، اجزای مکمل یک سیاست اقتصادی محسوب می‌شوند که هدف آن افزایش بهره‌وری و پایداری تولید است.

برچسب ها: اقتصاد ، کشاورزی ، تولید
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار